محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

198

آثار عجم ( فارسى )

طولانى است . عجيبه : زمانى كه بر در غار ايستاده بودم ، شخصى كه همراه بود ، ديدهء خود را در آن غار خيره كرد و گفت : پارچهء مخططى « 1 » در اين غار افتاده ؛ شايد چادر يا لباسى از اهل احشام باشد كه در اينجا به قشلاق « 2 » آمده‌اند . اين فقير نيز چشم خود را خيره ساخته ، چيزى ديدم . آن شخص داخل غار شد ؛ هنوز پيش نرفته ، فرياد نمود و فورا مراجعت كرد . گفت : مارى خفته است و چون از غار برآمد ، از عقبش نيز آن مار بيرون شد ؛ العياذ باللّه ، مارى بود عظيم الجثّه ؛ طول قامتش تخمينا 2 ذرع بود و قطر شكمش دور تا به دور مقدار نيم ذرع ؛ اندامش مخطّط به خطوط زرد و سياه . تفنگى همراه نبود كه هدف گلوله‌اش سازيم و جرأت اين را هم ننموديم كه به حربه‌اش مقتول نمائيم . غرض : اسباب وحشتى شد كه مجال درنگ نديدم كه نقشه‌اى از آن عمارات بردارم . ! ! [ قضيّهء ديگر ] : قضيّهء ديگر نيز روى داد كه آن هم مانع از توقّف آنجا آمد : بعض از ايلات در حوالى آن تنگ ، به قشلاق آمده بودند و منزل داشتند ؛ دو نفر از دامنهء كوه ، به جانب بالا ، به سوى ما آمدند و با هم به تركى سخنى گفتند ؛ پس ، از وسط راه ، مراجعت نمودند . دانستيم كه مىروند اسباب و اسبها را كه به دست شخصى داده بوديم و در دامان كوه ايستاده بود ، به سرقت ببرند . ناچار از كوه سرازير شده ، به هرطور بود ، دفع آنها را نموده ، با هزاران ترس و بيم ، به طريق دورنما ، نقشه‌اى از آن كوه و عمارت برداشتم و در اطراف آن عمارت ، از هر جانب ، فاصله به فاصله ، سنگرها ساخته‌اند ، براى كمينگاه و حفظ از دشمن . در نقشه ، آنجاها كه علامت « س » است ، آثار سنگر « 3 » است . و عمارات مذكور تا فيروزآباد ، بيشتر از 2 فرسنگ است و نقشهء آن عمارت بالاى كوه ، به نمرهء 15 است . سابقا بعض از فضلا را كه از هر قصبه برخاسته بودند ، نامى برديم . از فيروزآباد نيز

--> ( 1 ) . به ضمّ ميم و فتح طاء مهملهء مشددّه و طاء ثانى ساكن ؛ هر چه با خطوط باشد . ( 2 ) . معنى آن گذشت كه جاهاى گرم است كه در زمستان بسر برند . ( 3 ) . به فتح اوّل و ثالث كه كاف فارسى باشد ؛ حصارى است كه اكثر از سنگ در جلو يا اطراف خانه‌ها و سراها كشند ، تا گاه جنگ از دشمن محفوظ باشند .